هی مامی و بابی
ولی من که گوش نمیدم به این حرفا
عصرا هم میشینم پای tv و فیلم سینمایی میبینم(البته اگه برق باشه)
بعضی مواقع هم زنگ میزنم به دوستم یکم می حرفیم و غیبت می کنیم
آهان راستی چهارشنبه رفتم واکسن زدم
از این واکسسنا که وقتی می خوای بری دبیرستان بهت میزنند
خدا رو شکر زیاد درد نداشت تازه ده سال دیگه هم دوباره باید بزنمشاسخینم از صبح تا شب میره بیرون و با سیا بازی میکنه
دیروز عصر وقتی داشتم شوکول
(همون شکلات)می خوردم تیلیف خونمون زنگ زد
یه آقایی پشت خط بود که بهم گفت شاخی جونت پیش ماست
من:خب چی کار کنم؟
آقاهه:۱۰۰ میلیون بده تا ولش کنیم
من:اگه ندم؟
آقاهه:چی داداش
من:عرض کردم که شاسخین رو پیش خودتون نگه دارید من نمی خوامش
(توی دلمم گفتم خدا رو شکر که یکی پیدا شد شاسخینو ببره
) آقاهه:ببین خانوم اگه پول ندی می کشیمش
من:به خدا آقا اگه به خاطر گناهش نبود تا الان خودم صد بار کشته بودمش
آقاهه:آخه چرا مگه بچتون رو دوست ندارید
من:هییییییی آقا دست رو دلم نذار که خونه
این پسر اینقدر منو اذیت کرده که خدا می دونه
آقاهه:
خلاصه یک ساعت نگذشته بود که گوشی رو قطع کردم دیدم شاخی اومد و پرید تو بغلم
شاسخین:مامان چی کار کردی که آقاهه منو آزاد کرد
من:هیچی پسرم آقاهه گفت باید ۱۰۰ میلیون پول بدی تا ولش کنم
منم گفتم آقا ۱۰۰ میلیون که سهله من حاضرم یه میلیارد بدم تا شاخی رو به من برگردونی
شاسخین:مامان یعنی تو اینقدر منو دوست داری
من:البته که پسرم
عکس از فیلم امشب شب مهتابه!

.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)

به ادامه ی مطلب برید متن روانشناسی جالبی گذاشتم

